91%
102 امتیاز از 16 رای
1 رای منفی
15 رای مثبت
پنجشنبه، ۱۷ اسفند ۱۳۹۱
Trade on (v): To put to calculated and often unscrupulous advantage; exploit:
- children of celebrities who trade on their family names.
Manage (v): To direct or control the use of; To succeed in accomplishing or achieving, especially with difficulty; contrive or arrange:
نرمال اينجا گفته من كنترل دارم روي استفاده از خوشگليم، يعني دقيقاً مي دونم دارم چيكار مي كنم.
72%
81 امتیاز از 10 رای
1 رای منفی
9 رای مثبت
چهارشنبه، ۱۶ اسفند ۱۳۹۱
Charm (noun):
A quality that attracts others to oneself.
The chanting of a magic word or verse; incantation.
Charm (verb):
bewitch; Using one's attraction to persuade someone into doing something;
To function as an amulet or charm; To use magic spells.
دقيقاً معني معادلي به ذهنم نيومد براش. تو ديكشنري اومده افسون و جادو كردن، ولي تو توضيحات انگليسي معني گويا تري براش وجود داره. الآن به معني اين كلمه در حالت اسمي كاري نداريم، مهم حالت فعليه كه به اين معنيه تقريبا:
محسور كردن و فريفتن ديگران (با يك توع جادو، جذبه، يا هر چيز ديگه) و مجبور كردنشون به كاري كه دوست داري. يه جور مخ زني، جذبه يا يه همچين چيزايي.
99%
111 امتیاز از 12 رای
0 رای منفی
12 رای مثبت
سه شنبه، ۱۵ اسفند ۱۳۹۱
too (adv) :In addition; also; as well; further;
تو زبان انگلیسی از will در چهار مورد استفاده می شه. اول زمانی که چیزی رو به کسی پیشنهاد می دیم. دوم زمانی که با چیزی موافقت می کنیم. سوم زمانی که قولی می دیم، که البته تو زبان فارسی مورد دوم و سوم شبیه هم می شن. و چهارم وقتی از کسی چیزی می خوایم.
We use will in these situations:
- Offering to do something:
-that bag looks heavy, I'll help you with it.
- Agreeing to do something:
A: May you borrow your pen to John? B: Sure, I'll give it to him
- Promising to do something:
- Thanks for lending me the money. I'll pay you back in a week.
- I won't tell anyone what happened here, I promise.
- Asking somebody to do something:
- Will you please be quiet? I'm studying.
- Will you listen to what I say?
11%
13 امتیاز از 8 رای
5 رای منفی
3 رای مثبت
دوشنبه، ۱۴ اسفند ۱۳۹۱
![]()
يويو يه وسيله ي بازيه. تا اونجا كه متوجه شدم به آدم مست، يا كودن هم مي گن يويو.
59%
66 امتیاز از 10 رای
2 رای منفی
8 رای مثبت
یکشنبه، ۱۳ اسفند ۱۳۹۱
heck = hell + **ck
what the hell + what the **ck = what the heck !!!
در این مورد شوخی نکردم! خیلی جدیه. یه جور مودبانه ی هموناست.
52%
59 امتیاز از 11 رای
3 رای منفی
8 رای مثبت
شنبه، ۱۲ اسفند ۱۳۹۱
![]()
گرامر مربوط به Rather و مقایسه با prefer:
Rather and Prefer
واقعاً دلم نمیاد کپی پیست کنم، از طرفی هم تجربه ثابت کرده بهم اگه گرامر انگلیسی رو به زبان فارسی بخونی دائم قاطی می کنی. اکیدا توصیه می کنم گرامر رو به زبان انگلیسی یاد بگیرید، نه از یادداشت ها و آموزشهای فارسی. سوالی داشتید حتماً بپرسید.
64%
72 امتیاز از 8 رای
1 رای منفی
7 رای مثبت
جمعه، ۱۱ اسفند ۱۳۹۱
Guilty (adj): Suffering from or prompted by a sense of guilt.
جمله ی "
به نظر مقصر میای" زیاد جالب نبود. کسی در این مورد نظری داره؟
یه جستجو در مورد
pepper steak تو عکسهای گوگل بکنید بدک نیست. [نیشخند] . به من که خوش گذشت.
76%
85 امتیاز از 15 رای
2 رای منفی
13 رای مثبت
چهارشنبه، ۹ اسفند ۱۳۹۱
all-consuming (adj):
totally engrossing, taking up all of someone's time and attention; using up all of one's time and energy.
syn: concentrated, passionate,
eg: Gardening has become his all-consuming passion.
برای معنی این عبارت تو دیکشنری ها نوشته شده
"همه گیر"، ولی کاربرد این معنیش رو پیدانکردم. به نظرم کلمه ی
"دغدغه" براش خیلی مناسب تره. چیزی که همه ی انرژی و وقت آدم رو می گیره بیشتر دغدغه ست تا همه گیر.
Flick (v) : to touch with or as if with the finger or hand in a quick jerky movement
دقیقاً گارفیلد نشون داده flick چیه. به چرخوندن سکه روی هوا هم flick می گن.