
دوستان، ممنون می شم برداشتهاتون رو از این کمیک بنویسید… من نظرم رو آخر همه می گم.
- این کمیک اشاره ای داره جالب به نظریه ی موجودات خلق الساعه . زمان ارسطو وقتی نمی تونستن منبع پیدایش بعضی موجودات رو پیدا کنن می گفتن با گذشت زمان خود به خود بوجود اومده ن. مثل لارو پشه توی آب. یا کرم های روی گوشت.
حالا اینجا آب مونده و ماهی توش بوجود اومده.

۱۲ نظر به این کمیک داده شده
خیلی جالب بود و حواس پرتی جان که آب ظرف گارفیلدو چند وقته عوض نکرده
من ترجیح میدم این باشه: باید به جا بگم که باید آب توی ظرفم رو عوض کنه.
نکته تو اینه که گارفیلد عملا نمیتونه با جان حرف بزنه. توی متن اصلی این چلنج که حالا گارفیلد چجوری میخواد با جان “صحبت کنه” رو میزاره به عهده خواننده. یا اینکه اصلا گارفیلد حواسش هست که نمیتونه با جان حرف بزنه یا همه حواسش پی ظرف آبشه!
ولی تو ترجمه تو خود گارفیلد حواسش هست که مجبوره باید یه جوری به جان “حالی کنه”. این نظر منه.
-
قبلاً همین رو نوشته بودم… به دلم ننشست عوضش کردم.
این ظرف غذای گاریلده یا ظرف آبش؟ من که تحلیلم نیومد!
شوخی: ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازه هست!!!
به نظر من ، منظور گارفیلد اشاره به این نظریه هست که جهان از یه سوپ که توش همه چیز هست ، ایجاد شده و این آبش از بدو شکل گیری زمین، همین جوری مونده و اگر از توش یه دایناسور هم بیرون بیاد جای تعجب نداری
-
از همه بیشتر نزدیک شدی
خب ظرف آب گارفیلد یه ماهی توشه … که جان نفهمیده
…
البته خودمونیم بی شک نکته اش اینه که گارفیلد ماهی دوس نداره بخوره .. حداقل زنده اشو ![[قهقهه]](http://www.garfield.ir/garfield/wp-includes/images/smilies/24.gif)
کارت درسته رفیق!