ey janam garfild bargasht.khili khoshhalam.mercccccccccccccc
سلام
به نظرم بهتر بود براى ترجمه depressant به جاى “ملایم” از “ملال آور” استفاده مىکردید. این جا بیشتر به معنى افسرده کننده هست.
اینجا به نظرم منظورش از depressant “افسرده کننده” بوده، حداقل از قیافهی گارفیلد و اینکه از بارون بدش میاد بعیده که بارون رو آرام بخش بدونه.
Webster: one that depresses; specifically : an agent that reduces a bodily functional activity or an instinctive desire (as appetite)
البته ممکنه منظورش این بوده که بارون جلوی فعالیت رو میگیره، نمیدونم.
راستی، این چه تگیه گذاشتی؟
!welcome back
هورا! :) گارفیلد برگشت! خوشحالم! مرسی محمد جان!
نام
Mail (will not be published)
وبلاگ
دیدگاه:
۹ بهمن ۱۳۸۸ در ساعت ۱:۵۰ ق.ظ
ey janam garfild bargasht.khili khoshhalam.mercccccccccccccc
۹ بهمن ۱۳۸۸ در ساعت ۱:۵۰ ق.ظ
سلام
به نظرم بهتر بود براى ترجمه depressant به جاى “ملایم” از “ملال آور” استفاده مىکردید. این جا بیشتر به معنى افسرده کننده هست.
۹ بهمن ۱۳۸۸ در ساعت ۳:۰۹ ق.ظ
اینجا به نظرم منظورش از depressant “افسرده کننده” بوده، حداقل از قیافهی گارفیلد و اینکه از بارون بدش میاد بعیده که بارون رو آرام بخش بدونه.
A drug to reduce mental or physical activity.
۹ بهمن ۱۳۸۸ در ساعت ۱۲:۵۵ ب.ظ
Webster:
one that depresses; specifically : an agent that reduces a bodily functional activity or an instinctive desire (as appetite)
۹ بهمن ۱۳۸۸ در ساعت ۱۲:۵۹ ب.ظ
البته ممکنه منظورش این بوده که بارون جلوی فعالیت رو میگیره، نمیدونم.
۹ بهمن ۱۳۸۸ در ساعت ۳:۵۹ ب.ظ
راستی، این چه تگیه گذاشتی؟
اشتباه شده
۱۱ بهمن ۱۳۸۸ در ساعت ۱:۵۶ ق.ظ
!welcome back
۱۲ بهمن ۱۳۸۸ در ساعت ۱۲:۳۸ ق.ظ
هورا! :) گارفیلد برگشت! خوشحالم! مرسی محمد جان!